انسان موجودیه که بعد یه مدت خیلی چیزا رو فراموش میکنه. دردها و سختی ها براش کمرنگ میشن و بعدش در حد یک تجربه بهش نگاه میکنه. فکر کنم مدت زمانی که واسه فراموش کردن سختی های عمل نیاز باشه، یک هفته است. بعدش انگار نه انگار که اتفاق خاصی افتاده بود و یادمون میره یکم به سختی افتادیم. میخوام اتفاقاتی که توی بیمارستان افتاد رو تعریف کنم. اتفاق خاص و عجیب و غریبی نبودا. ولی به هر حال گفتنش بهتره تا نگفتنش.
(یکم پایین تر، ریز نوشته ادامه نوشته. اونو کلیک کنید.)
سختی ,یک ,بعدش ,کنم ,یکم ,نوشته ,افتاد رو ,بیمارستان افتاد ,توی بیمارستان ,که توی ,رو تعریف

درباره این سایت